الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )

72

نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )

مردم شود ، زيرا گويندهء اين سخن به هنگام بيان كفايت و شايستگى امام ، جملهء ياد شده را صريحا نفى نكرده است و اگر منظورش آن‌چه را ما اظهار داشتيم نبود ، اين ديدار ، بيهوده محسوب مىشد . بنابراين ، مشخص شد كه كلمهء « تصوّف » ريشهء شرعى ندارد . بدين‌سان ، چگونه ممكن است كه در اين‌جا از صوفى ياد شود با اين فرض كه داخل در عام نباشد و سپس امام آن‌گونه به صراحت سخن بگويد ؟ آيا اين موضوع جز گمراه ساختن مردم چيز ديگرى است ؟ پس به خوبى روشن است كه منظور ، همان نسبت « تصوّف » بوده و يا اين نسبت در آن نقشى اساسى داشته است و ديدار طرفين نيز ، حاكى از معناى نخست است . لازم به آگاهى است : از جمله كسانى كه به نقل اجماع پرداخته‌اند مىتوان سيدّ جليل القدر ابو المعالى محمد بن نعمة اللّه بن عبد اللّه حسينى رحمه اللّه را نام برد . وى اين اجماع را در كتابى كه پيرامون ملل و اديان و تحقيق و بررسى مسلك صوفيّه به نگارش آورده ، نقل كرده و گفته است : بيشتر اهل سنّت و جماعت ، صوفىگرى را مردود دانسته‌اند و همهء شيعيان آن را رد كرده و از پيشوايان خود احاديثى در نكوهش آنان روايت كرده‌اند تا اين‌كه مىگويد : همهء شيعيان قائل به كفر صوفيان‌اند و شديدا آن‌ها را رد مىكنند به‌گونه‌اى كه در غير مورد ضرورت ، نامگذارى به صوفى را جايز نمىدانند و در اين زمينه احاديث فراوانى از پيشوايان خود ، روايت كرده‌اند . در اين‌جا مىسزد به نام برخى از علما و دانشمندانى كه صوفىگرى را مردود دانسته و قائل به كفر صوفيان‌اند و به گمراهى آنان تصريح و در ابطال مسلك‌هاى آنان كتاب‌هايى نوشته و يا در برخى كتب به ردّ آن‌ها پرداخته‌اند ، اشاره‌اى گذرا داشته باشيم و انعقاد اجماع از همين‌جا آشكار شده و نزاع پايان مىيابد و مشخّصا علماى ديگر نيز با اين عدّه موافق‌اند و به هيچ‌وجه كسى در اين زمينه با آنان به مخالفت برنخاسته و ما تنها به بيان نام دوازده تن از علماى ياد شده اكتفا مىكنيم : 1 - شيخ مفيد ، محمد بن محمد بن نعمان قدّس سرّه نويسندهء كتاب « الرد على اصحاب الحلّاج » است و كليهء كسانى كه بر ردّ صوفيّه كتاب به نگارش درآورده‌اند به نقل مطالبى از كتاب وى پرداخته و آن‌ها را در شرح حالات وى و بيان تعداد كتب او يادآور شده‌اند ، چنان‌كه در فهرست نجاشى و رجال شيخ طوسى و ديگران آمده است و برخى موضوعات منقول از وى قبلا يادآورى شد و بعضى از آن ، به خواست خدا در جايى